سيد محمد كمره اى
889
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
از آنجا به خانه صمصام رفته ، ناخوش و اندرون بود . احوالپرسى نمودم . بعد بيرون آمده برحسب وعده به خانه آقا ميرزا رضا خان نايينى رفته نبود . از آنجا به خانه مهدى قلى ميرزا پسر مرحوم حشمة الدوله بازديد رفته به قدر ساعتى نشسته ، چايى و صحبت . بعد بلند شده ، از درب دكان آقا شيخ حسين گيوه فروش دو ماهى و اسفناج و كنگر خريده ، نيم از شب بهطرف خانه آمده ، مشار الدوله را درب مريضخانه ديده ، اظهار كسالت از تضييقات دولتىها به املاك و علاقهجات فارسش كه دويست هزار تومان مىشود نمود كه چندين هزار تومان عجالتا مقروض و قدرى صحبت از بههمخوردگى اوضاع كره [ زمين ] و احتمال نيستى انگليس و موجوديت بلشويكى حتى در خود لندن . سفارش پهلوى بعد آقا مرتضى نجمآبادى رسيده ، سفارش نمودم كه بروجردى بگويد كه به ميرزا كاظم خان مدعى العموم بسپارد كه براى شهوات نصرت الدوله و ويستادهل اين قدر تعقيب پهلوى نكند و روز واپسين را درنظر داشته باشد . بعد آقاى طباطبايى همدانى را ديده ، اظهار داشت كه به كربلايى احمد حداد بنويسم كه ايشان را كانديد همدان بنمايند . بعد برهان هم با طباطبايى رفتند ، حاج واعظ قزوينى را ديده ، بيچاره زنش مرده بود و يك دنيا مصيبت و بىپولى به او حملهور بود ، دلم آتش گرفت و دستم به جايى نمىرسيد . بعد به خانه آمده شام آبگوشت با بچهها خورده خوابيديم . كاغذى هم از امير حشمت رسيده بود كه قيمت ملك قورقچى و حسينآباد را با مقدار آنها بنويسم كه پولش را تدارك كرده ، خريدارى نمايد . آقا ميرزا رضا خان نايينى هم تلفن زده بود كه شما آمده بوديد من نبودم ، حال يا شما به اينجا يا من به آنجا فردا عصر همديگر را ملاقات نماييم . بعد خوابيديم . [ امور روزانه ] پنجشنبه نهم رجب . - صبح بعد از چايى استاد على حسن و چهار عمله آمده ، مشغول چينه مهره هفتم شده . من هم بعد از رفتن احمد و بتول به مدرسه بيرون آمده ، آقا اكبر آقاى تويسركانى آمده بود به تماشاى خانه همسايه براى اينكه اگر پسند نمود ، اجاره نمايد . بعد من رفته سوار واگون شده به خانه استومپ دندانساز رفته ، مدتى معطل تا نوبت من رسيد . بعد از اندازه گرفتن